حرص
hers[heɹs]
اسم
- حرص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شهوت
- میل
- هوس
- آرزومندی
- چشم طمع
دستور زبانِ Begierde
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Begierde
- جمع
- die Begierden
- تلفظ
- [bəˈɡiːɐ̯də]
همهٔ صورتها
- Begierden
- Begierden
- Begierden
- Begierden
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Reich ist, wer ohne Begierden ist.
غنی کسیست که بدون آز است.