فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حال

تأییدنشده

hâl[hɒːl̥]

das Befinden اسم

اسم

  • حالhâl[hɒːl̥](health status of a patient)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حالتhâlatحالَت[hɒː.lǽt̪ʰ](health status of a patient)تأییدنشده
  • احوالاَحوالتأییدنشده

دستور زبانِ Befinden

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Befindens
تلفظ
[bəˈfɪndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Befindensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

nach dem Befinden von jem. fragen

از کسی احوالپرسی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها