فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مانع

تأییدنشده

mâne'[mɒː.néʔ]

die Barrikade جمع: die Barrikaden اسم

اسم

  • مانعmâne'مانِع[mɒː.néʔ]تأییدنشده

دستور زبانِ Barrikade

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Barrikade
جمع
die Barrikaden
تلفظ
[baʁiˈkaːdə]
همهٔ صورت‌ها
  • Barrikadenحالت نهادی، جمع
  • Barrikadenحالت اضافی، جمع
  • Barrikadenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Barrikadenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

sie bringt alle auf die Barrikaden

او همه را از کوره بدر می آورد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها