فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحریم

تأییدنشده

tahrim[t̪ʰæɦ.ɹíːm]

der Bann جمع: die Banne اسم

اسم

  • تحریمtahrimتَحریم[t̪ʰæɦ.ɹíːm]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تکفیرتَکفیرتأییدنشده
  • طردtardطَرد[t̪ʰæɹd̪̥]تأییدنشده

دستور زبانِ Bann

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Banns, des Bannes
جمع
die Banne
تلفظ
[ban]
همهٔ صورت‌ها
  • Banneحالت نهادی، جمع
  • Bannsحالت اضافی، مفرد
  • Bannesحالت اضافی، مفرد
  • Banneحالت اضافی، جمع
  • Banneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bannenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Banneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

etwas, was jem. in den Bann schlägt

چیزی کسی را در خود میگیرد

an jem. den Bann vollziehen

کسی را بالکل هلاک کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها