فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حد نوسان

تأییدنشده

die Bandbreite جمع: die Bandbreiten اسم

اسم

  • حد نوسانحَدِ نَوَسانتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پهنای باند(پردازش)تأییدنشده

دستور زبانِ Bandbreite

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bandbreite
جمع
die Bandbreiten
تلفظ
[ˈbantˌbʁaɪ̯tə]
همهٔ صورت‌ها
  • Bandbreitenحالت نهادی، جمع
  • Bandbreitenحالت اضافی، جمع
  • Bandbreitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bandbreitenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

das umfasst die ganze Bandbreite

از شیر مرغ گرفته تا جان آدمی زاد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها