فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مرهم

marham[mæɹ.hæm]

der Balsam جمع: die Balsame اسم

اسم

  • مرهمmarhamمُرهَم[mæɹ.hæm](soothing ointment)(viscous preparation, usually containing medication)
  • پماد(viscous preparation, usually containing medication)
  • بلسانبَلسان(soothing ointment)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حنوطحُنوطتأییدنشده

دستور زبانِ Balsam

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Balsams
جمع
die Balsame
تلفظ
[ˈbalzaːm]
همهٔ صورت‌ها
  • Balsameحالت نهادی، جمع
  • Balsamsحالت اضافی، مفرد
  • Balsameحالت اضافی، جمع
  • Balsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Balsameحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها