بالون
der Ballon جمع: die Ballons, die Ballone اسم
اسم
- بالون(inflatable and buoyant object)
- بادکنکbâdkonak[bɒːd̪.kʰo.nǽkʰʲ](child’s toy)(inflatable and buoyant object)(balloon)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پوقانه(child’s toy)تأییدنشده
دستور زبانِ Ballon
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Ballons
- جمع
- die Ballons, die Ballone
- تلفظ
- [baˈlɔŋ], [baˈloːn], [baˈlɔ̃]
همهٔ صورتها
- Ballonsحالت نهادی، جمع
- Balloneحالت نهادی، جمع
- Ballonsحالت اضافی، مفرد
- Ballonsحالت اضافی، جمع
- Balloneحالت اضافی، جمع
- Ballonsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Ballonenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Ballonsحالت مفعولی مستقیم، جمع
- Balloneحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
Ein Ballon schwebte in der Luft.
یک بالن در هوا معلق است.
منابع و ارجاعها
- ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1695007), cojiluc (fa #10708448), tatoeba.org
منابع و مجوزها