فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بالون

der Ballon جمع: die Ballons, die Ballone اسم

اسم

  • بالون(inflatable and buoyant object)
  • بادکنکbâdkonak[bɒːd̪.kʰo.nǽkʰʲ](child’s toy)(inflatable and buoyant object)(balloon)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پوقانه(child’s toy)تأییدنشده

دستور زبانِ Ballon

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ballons
جمع
die Ballons, die Ballone
تلفظ
[baˈlɔŋ], [baˈloːn], [baˈlɔ̃]
همهٔ صورت‌ها
  • Ballonsحالت نهادی، جمع
  • Balloneحالت نهادی، جمع
  • Ballonsحالت اضافی، مفرد
  • Ballonsحالت اضافی، جمع
  • Balloneحالت اضافی، جمع
  • Ballonsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ballonenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ballonsحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Balloneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ein Ballon schwebte in der Luft.

یک بالن در هوا معلق است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1695007), cojiluc (fa #10708448), tatoeba.org
منابع و مجوزها