فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

وزنه

تأییدنشده

der Ballast جمع: die Ballaste اسم

اسم

  • وزنهوَزنهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بار سنگینبارِ سَنگینتأییدنشده
  • پارسنگپارسَنگتأییدنشده

دستور زبانِ Ballast

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ballastes, des Ballasts
جمع
die Ballaste
تلفظ
[ˈbalast]
همهٔ صورت‌ها
  • Ballasteحالت نهادی، جمع
  • Ballastesحالت اضافی، مفرد
  • Ballastsحالت اضافی، مفرد
  • Ballasteحالت اضافی، جمع
  • Ballasteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ballastenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ballasteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها