توپ
tup[t̪ʰúːpʰ]
اسم
- توپ
- گوی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بال
- کره
- رقص
دستور زبانِ Ball
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Balles, des Balls
- جمع
- die Bälle
- تلفظ
- [bal]
همهٔ صورتها
- Bälle
- Balles
- Balls
- Bälle
- Balle
- Bällen
- Bälle
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Ball ist rund, und das Spiel dauert neunzig Minuten.
توپ گرد است، و بازی نود دقیقه طول میکشد.
Die Welt ist ein großer Ball, auf dem jeder eine Maske trägt.
دنیا یک مهمانی بزرگ است که در آن هر کس ماسکی بر صورت دارد.
Er bleibt nie lange am Ball.
نمی تونه یک کاری رو برای مدت طولانی ادامه بده.
ich wette um einen Ball
من شرط می بندم سر توپ