فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنوری کردن

تأییدنشده

der/das Backen جمع: die Backen اسم

اسم

  • تنوری کردنتأییدنشده

دستور زبانِ Backen

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Backens
جمع
die Backen
تلفظ
[ˈbakn̩], [ˈbakən]
همهٔ صورت‌ها
  • Backensحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

noch nicht bis 3 zählen können, aber schon dicke Backen machen

هنوز غوره نشده مویز شده

mit vollen Backen essen

لپ لپ خوردن

mit vollen Backen kauen

خوراک را لپ لپ خوردن

mit vollen Backen verschlingen

دو لپی مشغول بلعیدن بودن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها