فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمثال نیمتنه

تأییدنشده

die Büste جمع: die Büsten اسم

اسم

  • تمثال نیمتنهتِمثالِ نیمتَنهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نیم تننیم تَنتأییدنشده

دستور زبانِ Büste

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Büste
جمع
die Büsten
تلفظ
[ˈbʏstə], [ˈbyːstə]
همهٔ صورت‌ها
  • Büsteحالت نهادی، مفرد
  • Büstenحالت نهادی، جمع
  • Büsteحالت اضافی، مفرد
  • Büstenحالت اضافی، جمع
  • Büsteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Büstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Büsteحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Büstenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها