فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دم

تأییدنشده

dom, dam[d̪om][d̪æm]

der Bürzel جمع: die Bürzel اسم

اسم

  • دمdom, dam[d̪om][d̪æm](appendage of an animal)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دنبdonb[d̪omb̥](appendage of an animal)تأییدنشده

دستور زبانِ Bürzel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Bürzels
جمع
die Bürzel
تلفظ
[ˈbʏʁt͡sl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Bürzelحالت نهادی، مفرد
  • Bürzelحالت نهادی، جمع
  • Bürzelsحالت اضافی، مفرد
  • Bürzelحالت اضافی، جمع
  • Bürzelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bürzelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bürzelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bürzelحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها