فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خروج مایع

تأییدنشده

der Ausfluss جمع: die Ausflüsse اسم

اسم

  • خروج مایعخُروج مایِعتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مایع بخارج جاری شدهمایِع بِخارِج جاری شُدهتأییدنشده

دستور زبانِ Ausfluss

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ausflusses
جمع
die Ausflüsse
تلفظ
[ˈaʊ̯sˌflʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Ausflüsseحالت نهادی، جمع
  • Ausflussesحالت اضافی، مفرد
  • Ausflüsseحالت اضافی، جمع
  • Ausflüssenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ausflüsseحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich habe Ausfluss aus der Scheide

از واژنم ترشح دارم

Ich habe Ausfluss aus der Harnröhre

از مجرای ادرار ترشح دارم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
  2. ۲: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
منابع و مجوزها