دو چشم
نوع واژه نامشخص
- دو چشم
دستور زبانِ Augen
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Geduld öffnet die Augen.
صبر چشمها را باز میکند.
Die Augen sind der Spiegel der Seele.
چشمان آیینهٔ جان هستند.
Kauf bedarf hundert Augen, Verkauf hat an einem genug.
برای خریدن صد چشم لازم است، برای فروختن یکی کافیست.
Das Herz einer Frau sieht mehr als die Augen von zehn Männern.
قلب یک زن بهتر از چشمان صد مرد میبیند.
Die Augen nach links!
چشمها به چپ!
Ich küsse mit offenen Augen.
من با چشمهای باز میبوسم.
Ich habe schwarze Augen.
من چشمان سیاه دارم.
Sie haben Augen und sehen nicht.
آنها چشم دارند و نمیبینند.
Die Augen sind beredter als der Mund.
چشمان شیواتر از دهان هستند.
Eulen haben große Augen.
جغدها چشمهای درشت دارند.