فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انگشت نما شدن

تأییدنشده

Aufsehen erregen
عبارت

عبارت

  • انگشت نما شدناَنگُشت نَما شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جار و جنجال راه انداختنجار و جَنجال راه انداختَنتأییدنشده
  • معرکه کردنمَعرِکه کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها