فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مبصر

der Aufpasser جمع: die Aufpasser اسم

اسم

  • مبصرمُبَصِر(someone who watches over something)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بپابِپاتأییدنشده
  • محافظمُحافِظتأییدنشده
  • ناظرnâzerناظِر[nɒː.zéɹ]تأییدنشده
  • نگهبانnegahbânنِگَهبان[ne.ɡʲæɦ.bɒ́ːn]تأییدنشده

دستور زبانِ Aufpasser

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Aufpassers
جمع
die Aufpasser
تلفظ
[ˈaʊ̯fˌpasɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Aufpassersحالت اضافی، مفرد
  • Aufpassernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

bin ich etwa sein Aufpasser

مگر من بپای او هستم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها