فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مجانب

تأییدنشده

die Asymptote جمع: die Asymptoten اسم

اسم

  • مجانبمُجانِبتأییدنشده

دستور زبانِ Asymptote

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Asymptote
جمع
die Asymptoten
تلفظ
[ˌazʏmpˈtoːtə]
همهٔ صورت‌ها
  • Asymptotenحالت نهادی، جمع
  • Asymptotenحالت اضافی، جمع
  • Asymptotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Asymptotenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Exponentialfunktion besitzt eine waagerechte Asymptote.

تابع نمایی یک مجانب افقی دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #414186), cojiluc (fa #10774868), tatoeba.org
منابع و مجوزها