فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قاضی یار

تأییدنشده

der Assessor جمع: die Assessoren اسم

اسم

  • قاضی یارتأییدنشده

دستور زبانِ Assessor

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Assessors
جمع
die Assessoren
تلفظ
[aˈsɛsoːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Assessorenحالت نهادی، جمع
  • Assessorsحالت اضافی، مفرد
  • Assessorenحالت اضافی، جمع
  • Assessorenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Assessorenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها