فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منع کار

تأییدنشده

das Arbeitsverbot جمع: die Arbeitsverbote اسم

اسم

  • منع کارمَنعِ کارتأییدنشده

دستور زبانِ Arbeitsverbot

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Arbeitsverbotes, des Arbeitsverbots
جمع
die Arbeitsverbote
تلفظ
[ˈaʁbaɪ̯t͡sfɛɐ̯ˌboːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Arbeitsverboteحالت نهادی، جمع
  • Arbeitsverbotesحالت اضافی، مفرد
  • Arbeitsverbotsحالت اضافی، مفرد
  • Arbeitsverboteحالت اضافی، جمع
  • Arbeitsverbotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Arbeitsverboteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها