فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خر مصالح فروشها

تأییدنشده

das Arbeitstier جمع: die Arbeitstiere اسم

اسم

  • خر مصالح فروشهاخَرِ مَصالِح فُروشهاتأییدنشده

دستور زبانِ Arbeitstier

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Arbeitstieres, des Arbeitstiers
جمع
die Arbeitstiere
تلفظ
[ˈaʁbaɪ̯t͡sˌtiːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Arbeitstierحالت نهادی، مفرد
  • Arbeitstiereحالت نهادی، جمع
  • Arbeitstieresحالت اضافی، مفرد
  • Arbeitstiersحالت اضافی، مفرد
  • Arbeitstiereحالت اضافی، جمع
  • Arbeitstierحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Arbeitstiereحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Arbeitstierenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Arbeitstierحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Arbeitstiereحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er ist ein Arbeitstier.

او بیش از حد مشتاق است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: samueldora (de #750298), manelie (fa #12876177), tatoeba.org
منابع و مجوزها