فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روزهای کاری

تأییدنشده

der Arbeitstag جمع: die Arbeitstage اسم

اسم

  • روزهای کاریتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • روز کاری(day of a week in which work is done)(day of the week, excluding weekends)تأییدنشده

دستور زبانِ Arbeitstag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Arbeitstages, des Arbeitstags
جمع
die Arbeitstage
تلفظ
[ˈaʁbaɪ̯t͡sˌtaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Arbeitstagحالت نهادی، مفرد
  • Arbeitstageحالت نهادی، جمع
  • Arbeitstagesحالت اضافی، مفرد
  • Arbeitstagsحالت اضافی، مفرد
  • Arbeitstageحالت اضافی، جمع
  • Arbeitstagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Arbeitstageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Arbeitstagenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Arbeitstagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Arbeitstageحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها