کارگر
kârgar[kʰɒːɹ.ɡʲǽɹ]
اسم
- کارگر
- عمله
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فعله
دستور زبانِ Arbeiter
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Arbeiters
- جمع
- die Arbeiter
- تلفظ
- [ˈaʁbaɪ̯tɐ]
همهٔ صورتها
- Arbeiters
- Arbeitern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Arbeiter bekommen jeden Freitag ihren Lohn.
کارگران هر جمعه دستمزد خود را میگیرند.
Die Arbeiter streiken für höhere Löhne.
کارگران برای دستمزد بالاتر اعتصاب میکنند.
Die Arbeiter streiken für höhere Löhne.
کارگران برای حقوق بالاتر اعتصاب میکنند.
Die Arbeiter errichteten das Haus.
کارگر خانه را ساخت.
Alle Großen waren große Arbeiter.
همه بزرگان زحمتکشان بزرگ بودند.
Infolge der langen Rezession sind viele Arbeiter arbeitslos.
در نتیجهٔ رکود اقتصادی طولانی، بسیاری از کارگران بیکار هستند.
General Motors hat 76000 Arbeiter entlassen.
جنرال موتورز ۷۶۰۰۰ کارگر را اخراج کرد.
Arbeiter müssen die Haare kurz geschnitten tragen.
کارگران باید موهای کوتاه داشته باشند.
Der Arbeiter ist seines Lohnes wert
ارزش یک کارگر باندازهٔ اجرتش است
die Anzahl der Arbeiter, die bei 100 Personen liegt
کارمندان که بالغ بر ۱۰۰ نفر می شود