فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درخت سیب

تأییدنشده

der Apfelbaum جمع: die Apfelbäume اسم

اسم

  • درخت سیب(tree that bears apples)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سیبsib[siːb̥]تأییدنشده

دستور زبانِ Apfelbaum

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Apfelbaums, des Apfelbaumes
جمع
die Apfelbäume
تلفظ
[ˈap͡fl̩ˌbaʊ̯m]
همهٔ صورت‌ها
  • Apfelbäumeحالت نهادی، جمع
  • Apfelbaumsحالت اضافی، مفرد
  • Apfelbaumesحالت اضافی، مفرد
  • Apfelbäumeحالت اضافی، جمع
  • Apfelbaumeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Apfelbäumenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Apfelbäumeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Unser Apfelbaum blüht.

درخت سیبمان شکوفا می‌شود.

Im Garten steht ein Apfelbaum.

یک درخت سیب توی باغ هست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #2504534), cojiluc (fa #12570030), tatoeba.org
  2. ۲: Djd_9 (de #6041924), ErikAskari (fa #6041856), tatoeba.org
منابع و مجوزها