فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماده ضدسم

تأییدنشده

das Antidoton جمع: die Antidota اسم

اسم

  • ماده ضدسمتأییدنشده

دستور زبانِ Antidoton

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Antidotons
جمع
die Antidota
تلفظ
[anˈtiːdotɔn]
همهٔ صورت‌ها
  • Antidotaحالت نهادی، جمع
  • Antidotonsحالت اضافی، مفرد
  • Antidotaحالت اضافی، جمع
  • Antidotaحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Antidotaحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها