فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ادب

تأییدنشده

adab[ʔæ.d̪ǽb̥]

der Anstand جمع: die Anstände اسم

اسم

  • ادبadabاَدَب[ʔæ.d̪ǽb̥]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حسن سلوکحُسنِ سُلوکتأییدنشده
  • شایستگیشایِستِگیتأییدنشده
  • نجابتنِجابَتتأییدنشده
  • نزاکتnazâkat, nezâkatنِزاکَت[næ.zɒː.kʰʲǽt̪ʰ][ne.zɒː.kʰʲǽt̪ʰ](politeness; behavior which conforms to social conventions)تأییدنشده

دستور زبانِ Anstand

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Anstands, des Anstandes
جمع
die Anstände
تلفظ
[ˈanˌʃtant]
همهٔ صورت‌ها
  • Anständeحالت نهادی، جمع
  • Anstandsحالت اضافی، مفرد
  • Anstandesحالت اضافی، مفرد
  • Anständeحالت اضافی، جمع
  • Anstandeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Anständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Anständeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

das gebietet der Anstand

مستلزم شایستگی است

منابع و ارجاع‌ها