عقاب
oġâb, eġâb[ʔo.ʁɒːb̥][ʔe.ʁɒːb̥]
اسم
- عقاب
- اله
- دال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قره قوش
- نسر
- شهباز
اسم خاص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شاهین
دستور زبانِ Adler
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Adlers
- جمع
- die Adler
- تلفظ
- [ˈaːdlɐ]
همهٔ صورتها
- Adlers
- Adlern
اسم خاص
- جنس دستوری
- die/das/der (مؤنث، خنثی، مذکر)
- حالت اضافی
- der/des Adler, der/des Adlers
- جمع
- die Adlers, die Adler
- تلفظ
- [ˈaːdlɐ]
همهٔ صورتها
- Adlers
- Adlers
- Adlers
- Adlers
- Adlers
- Adlers
مثالها
Ich will nicht als Adler starten und als Suppenhuhn landen.
من نمیخواهم مانند یک عقاب شروع کنم و مانند یک مرغ پخته فرود بیایم.
Zwei Adler können nicht zusammenleben.
دو عقاب قادر به همزیستی نیستند.
Kühe und Schafe gehen miteinander, aber der Adler steigt allein.
گاوان و گوسفندان با هم میروند، اما باز تنها اوج میگیرد.
Wer beim Adler keine Hilfe findet, darf sie nicht bei der Eule suchen.
کسی که هیچ کمکی نزد عقاب نتواند پیدا کند، نباید کمک را نزد جغد جستجو کند.
Auch ein Adler darf nicht zu hoch fliegen.
حتی یک عقاب نباید زیاد بالا پرواز کند.
Der Adler ist ein Raubvogel.
عقاب یک پرندهٔ شکاری است.
Adler jagen keine Fliegen.
عقاب مگس شکار نمیکنند.
Wenn der Löwe der König der Tiere ist, ist der Adler der König der Vögel.
اگر شیر سلطان حیوانات است، عقاب سلطان پرندگان است.
Ein alter Adler ist stärker als eine junge Krähe.
یک عقاب پیر قویتر از یک کلاغ جوان است.
Adler können fliegen, ohne ihre Flügel zu bewegen.
عقابها بدون حرکت بالهایشان میتوانند پرواز کنند.