فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عدسی آکروماتیک

تأییدنشده

der Achromat جمع: die Achromate اسم

اسم

  • عدسی آکروماتیکتأییدنشده

دستور زبانِ Achromat

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Achromats, des Achromates
جمع
die Achromate
تلفظ
[akʁoˈmaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Achromateحالت نهادی، جمع
  • Achromatsحالت اضافی، مفرد
  • Achromatesحالت اضافی، مفرد
  • Achromateحالت اضافی، جمع
  • Achromatenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Achromateحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها