فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رای گیری

تأییدنشده

die Abstimmung جمع: die Abstimmungen اسم

اسم

  • رای گیریتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آراءتأییدنشده
  • رأی‌دهیرأی دَهیتأییدنشده

دستور زبانِ Abstimmung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Abstimmung
جمع
die Abstimmungen
تلفظ
[ˈapˌʃtɪmʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Abstimmungenحالت نهادی، جمع
  • Abstimmungenحالت اضافی، جمع
  • Abstimmungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Abstimmungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

vor der Abstimmung einen Kommentar abgeben

قبل از رأی گیری شرح دادن

منابع و ارجاع‌ها