فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فارغ‌التحصیل

fâreġ-ot-tahsil[fɒː.ɹe.ɢot̪ʰ.t̪ʰæɦ.síːl̥]

der Absolvent جمع: die Absolventen اسم

اسم

  • فارغ‌التحصیلfâreġ-ot-tahsilفارِغ اُلتَحصیل[fɒː.ɹe.ɢot̪ʰ.t̪ʰæɦ.síːl̥](a male graduate)(from a university)(von Universität)

دستور زبانِ Absolvent

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Absolventen
جمع
die Absolventen
تلفظ
[apz̥ɔlˈvɛnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Absolventenحالت نهادی، جمع
  • Absolventenحالت اضافی، مفرد
  • Absolventenحالت اضافی، جمع
  • Absolventenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Absolventenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Absolventenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Absolventenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich bin Absolvent der Universität Kyōto.

من فارغ التحصیل دانشگاه کیوتو هستم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #3054385), cojiluc (fa #11970333), tatoeba.org
منابع و مجوزها