فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ابسنث

تأییدنشده

der Absinth جمع: die Absinthe اسم

اسم

  • ابسنثتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عرق افسنتینعَرَقِ اَفسِنتینتأییدنشده

دستور زبانِ Absinth

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Absinths, des Absinthes
جمع
die Absinthe
تلفظ
[apˈz̥ɪnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Absintheحالت نهادی، جمع
  • Absinthsحالت اضافی، مفرد
  • Absinthesحالت اضافی، مفرد
  • Absintheحالت اضافی، جمع
  • Absintheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Absinthenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Absintheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها