فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرد کنندگی

تأییدنشده

die Abschreckung جمع: die Abschreckungen اسم

اسم

  • سرد کنندگیسَرد کُنَندِگی(z.B. Stahl)تأییدنشده

دستور زبانِ Abschreckung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Abschreckung
جمع
die Abschreckungen
تلفظ
[ˈapˌʃʁɛkʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Abschreckungenحالت نهادی، جمع
  • Abschreckungenحالت اضافی، جمع
  • Abschreckungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Abschreckungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

als Abschreckung dienen lassen

چیزی را عبرت گرفتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها