فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اثر پوششی الکترون

تأییدنشده

die Abschirmung جمع: die Abschirmungen اسم

اسم

  • اثر پوششی الکترونتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حفاظت مغناطیسیتأییدنشده
  • گرانشکاهتأییدنشده

دستور زبانِ Abschirmung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Abschirmung
جمع
die Abschirmungen
تلفظ
[ˈapˌʃɪʁmʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Abschirmungenحالت نهادی، جمع
  • Abschirmungenحالت اضافی، جمع
  • Abschirmungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Abschirmungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها