فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پاشنه کفش

der Absatz جمع: die Absätze اسم

اسم

  • پاشنه کفشپاشنهٔ کَفش(part of shoe)(Schuh)
  • بندbandبَند[bæn̪d̪̥](passage in text)
  • فروشفُروش(Ware)
  • پاراگرافpârâgerâf(passage in text)(paragraph)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نعلna'lنَعل[næʔl̥](Schuh)تأییدنشده
  • سر سطرسَرِ سَطر(im Text)تأییدنشده
  • سکوی جدولسَکویِ جَدوَل(im Gelände)تأییدنشده
  • پاشنهٔ درپاشنهٔ دَر(Tür)تأییدنشده
  • پای پلهپایِ پِله(Treppe)تأییدنشده

دستور زبانِ Absatz

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Absatzes
جمع
die Absätze
تلفظ
[ˈapˌzat͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Absätzeحالت نهادی، جمع
  • Absatzesحالت اضافی، مفرد
  • Absätzeحالت اضافی، جمع
  • Absätzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Absätzeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Schuh mit hohem Absatz

کفش پاشنه دار

findet die Ware guten Absatz

آیا جنس خوب فروش می رود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها