فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صاف شدگی جسم کروی

تأییدنشده

die Abplattung جمع: die Abplattungen اسم

اسم

  • صاف شدگی جسم کرویصاف شُدِگیِ جِسم کُرَویتأییدنشده

دستور زبانِ Abplattung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Abplattung
جمع
die Abplattungen
تلفظ
[ˈapˌplatʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Abplattungحالت نهادی، مفرد
  • Abplattungenحالت نهادی، جمع
  • Abplattungحالت اضافی، مفرد
  • Abplattungenحالت اضافی، جمع
  • Abplattungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Abplattungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Abplattungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Abplattungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها