فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انحراف

تأییدنشده

die Ablenkung جمع: die Ablenkungen اسم

اسم

  • انحرافاِنحِرافتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • انصرافاِنصِرافتأییدنشده
  • تصریفtasrifتَصریف[t̪ʰæs.ɹíːf]تأییدنشده
  • واراهیتأییدنشده

دستور زبانِ Ablenkung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Ablenkung
جمع
die Ablenkungen
تلفظ
[ˈapˌlɛŋkʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Ablenkungحالت نهادی، مفرد
  • Ablenkungenحالت نهادی، جمع
  • Ablenkungحالت اضافی، مفرد
  • Ablenkungenحالت اضافی، جمع
  • Ablenkungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ablenkungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ablenkungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Ablenkungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Konzentriere dich auf das Ziel! Alles andere ist Ablenkung!

خودت را روی هدف متمرکز کن. همهٔ چیزهای دیگر حواسپرتی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2486861), cojiluc (fa #7829101), tatoeba.org
منابع و مجوزها