فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درگذشت

تأییدنشده

dargozašt[d̪æɹ.ɡo.zæʃt̪ʰ]

das Ableben اسم

اسم

  • درگذشتdargozaštدَرگُذَشت[d̪æɹ.ɡo.zæʃt̪ʰ]تأییدنشده

دستور زبانِ Ableben

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Ablebens
تلفظ
[ˈapˌleːbn̩], [ˈapˌleːbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Ablebensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

Feiglinge sterben mehrmals vor ihrem endgültigen Ableben.

بزدلان بارها قبل از مرگشان می‌میرند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #905663), cojiluc (fa #7530358), tatoeba.org
منابع و مجوزها