فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زباله

zobâle[zo.bɒː.lé]

der Abfall جمع: die Abfälle اسم

اسم

  • زبالهzobâleزُباله[zo.bɒː.lé](things to be discarded)(waste material)(Müll)
  • آشغالâšġâl[ʔɒːʃ.ɢɒ́ːl̥](things to be discarded)(waste material)(Müll)
  • ارتدادertedâdاِرتِداد[ʔeɹ.t̪ʰe.d̪ɒ́ːd̪̥](apostasy)(Abtrünnigkeit)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آشخال(waste material)تأییدنشده
  • خش و خاشخَش و خاش(Müll)تأییدنشده
  • کرشتهکِرِشته(Müll)تأییدنشده
  • ضایعاتضایِعاتتأییدنشده

دستور زبانِ Abfall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Abfalls, des Abfalles
جمع
die Abfälle
تلفظ
[ˈapˌfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Abfälleحالت نهادی، جمع
  • Abfallsحالت اضافی، مفرد
  • Abfallesحالت اضافی، مفرد
  • Abfälleحالت اضافی، جمع
  • Abfalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Abfällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Abfälleحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Je reicher eine Stadt ist, desto mehr Abfall produziert sie.

هر چه شهر ثروتمندتر باشد، به همان نسبت زباله بیشتر تولید می‌کند.

auserlesener Teil und Abfall

نر و لاس

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #837484), cojiluc (fa #10724270), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها