فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کناره‌گیری

تأییدنشده

die Abdankung جمع: die Abdankungen اسم

اسم

  • کناره‌گیریکِناره گیریتأییدنشده

دستور زبانِ Abdankung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Abdankung
جمع
die Abdankungen
تلفظ
[ˈapˌdaŋkʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Abdankungenحالت نهادی، جمع
  • Abdankungenحالت اضافی، جمع
  • Abdankungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Abdankungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Der König wurde zur Abdankung gezwungen.

پادشاه مجبور به کناره گیری شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #7027476), manelie (fa #12213674), tatoeba.org
منابع و مجوزها