فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جدائی

تأییدنشده

der Abbruch جمع: die Abbrüche اسم

اسم

  • جدائیجُدائی(der Beziehung)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تصارمتَصارُم(der Beziehung)تأییدنشده

دستور زبانِ Abbruch

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Abbruchs, des Abbruches
جمع
die Abbrüche
تلفظ
[ˈapˌbʁʊx]
همهٔ صورت‌ها
  • Abbrücheحالت نهادی، جمع
  • Abbruchsحالت اضافی، مفرد
  • Abbruchesحالت اضافی، مفرد
  • Abbrücheحالت اضافی، جمع
  • Abbrucheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Abbrüchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Abbrücheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها