فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تندرو

تأییدنشده

tondrow

überspannt
صفت تفضیلی:
überspannter
صفت عالی:
am überspanntesten, überspanntesten
صفت

مثال با überspannt

۱er hat den Bogen überspannt

او اغراق کرد

تأییدنشده

صفت

  • تندروtondrowتُندروتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غیر معقولغِیرِ مَعقولتأییدنشده
  • مبالغه آمیزمُبالِغه آمیزتأییدنشده

دستور زبانِ überspannt

صفت

تلفظ
[ˌyːbɐˈʃpant]
همهٔ صورت‌ها
  • überspanntصفت مطلق
  • überspannterصفت تفضیلی
  • am überspanntestenصفت عالی
  • überspannterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspannteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspanntesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspannteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • überspanntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspannterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspanntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspannterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • überspanntemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspannterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspanntemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • überspanntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspannteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspanntesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • überspannteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • überspannteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • überspannterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • überspannteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • überspanntenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • überspanntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • überspannteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • überspanntenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • überspanntererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • überspanntereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • überspannteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • überspanntereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • überspanntererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • überspanntererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • überspannteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • überspanntererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • überspannteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • überspannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • überspanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • überspannteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • überspanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • überspanntereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • überspannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • überspanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • überspannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • überspanntererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • überspanntereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • überspannteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • überspannterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • überspannterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • überspannterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • überspannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • überspanntereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • überspannteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • überspannterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • überspanntsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • überspanntsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • überspanntsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • überspanntsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • überspanntstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • überspanntsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • überspanntstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • überspanntesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد
  • überspanntesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • überspanntesteحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • überspanntesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد
  • überspanntesteحالت نهادی، جمع
  • überspanntestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد
  • überspanntestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد
  • überspanntestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد
  • überspanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • überspanntestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • überspanntestenحالت اضافی، مذکر، مفرد
  • überspanntestenحالت اضافی، خنثی، مفرد
  • überspanntestenصفت عالی
  • überspanntesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد
  • überspanntesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد
  • überspanntesterحالت اضافی، جمع
  • überspanntesterمذکر، حالت نهادی، مفرد
  • überspanntestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • überspanntestesخنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

۱er hat den Bogen überspannt

او اغراق کرد

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها