فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تسلیم کردن

تأییدنشده

überreichen فعل

فعل

  • تسلیم کردنتَسلیم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تقدیم کردنtaqdim kardanتَقدیم کَردَن[t̪ʰæʁ.d̪íːm kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • از دست دادنaz dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn](to relinquish control or possession)تأییدنشده
  • واگذاشتن(to relinquish control or possession)تأییدنشده

دستور زبانِ überreichen

فعل

تلفظ
[ˌyːbɐˈʁaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • überreichtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • überreichenمعلوم، مصدر، حال
  • überreichendمعلوم، participle، حال
  • überreichtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • überreichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • überreicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • überreichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • überreicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • überreicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • überreichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • überreichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • überreichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • überreicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • überreichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • überreichenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • überreichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • überreichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • überreichenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • überreichenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • überreichteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • überreichteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • überreichtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • überreichtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • überreichteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • überreichteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • überreichtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • überreichtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • überreichtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • überreichtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • überreichtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • überreichtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها