پوشاندن
تأییدنشده
pušândan[pʰuː.ʃɒːn̪.d̪ǽn]
überdecken فعل
فعل
- پوشاندنpušândanپوشاندَن[pʰuː.ʃɒːn̪.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- روکش کردنروکِش کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ überdecken
فعل
- تلفظ
- [ˈyːbɐˌdɛkn̩], [yːbɐˈdɛkn̩]
همهٔ صورتها
- übergedecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- überdeckenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
- überzudeckenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- überdeckendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- übergedecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- überzudeckendergerundive، participle، جداشدنی
- überzudeckendegerundive، participle، جداشدنی
- deck überمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- decke überمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- deckt überمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- decke überمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- decke überمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- überdeckeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- überdeckeمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- deckst überمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- deckest überمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- überdeckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- überdeckestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- deckt überمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- decke überمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- überdecktمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- überdeckeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- decken überمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- decken überمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- überdeckenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
- überdeckenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- deckt überمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- decket überمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- überdecktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- überdecketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- decken überمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- decken überمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- überdeckenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- überdeckenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- deckte überمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- deckte überمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- überdeckteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- überdeckteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- decktest überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- decktest überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- überdecktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- überdecktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- deckte überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- deckte überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- überdeckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- überdeckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- deckten überمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- deckten überمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- überdecktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- überdecktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- decktet überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- decktet überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- überdecktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- überdecktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- deckten überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- deckten überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- überdecktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- überdecktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- überdeckenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
- überdeckendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- überdecktجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- überdeckمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- überdeckeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- überdecktمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- überdeckeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- überdeckeمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- überdeckstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- überdeckestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- überdecktمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- überdeckeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- überdeckenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
- überdeckenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- überdecktمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- überdecketمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- überdeckenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سومشخص
- überdeckenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- überdeckteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- überdeckteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- überdecktestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- überdecktestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- überdeckteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- überdeckteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- überdecktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- überdecktenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- überdecktetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- überdecktetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- überdecktenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- überdecktenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- überdecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
مثالها
seine Stimme überdeckt die der anderen
صدای او بقیهٔ صداهارا می پوشاند
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها