اندودن
تأییدنشده
andudan
ölen فعل
فعل
- اندودنandudanاَندودَن(to smear or rub over with oil or an unctuous substance)تأییدنشده
دستور زبانِ ölen
فعل
- تلفظ
- [ˈøːlən]
همهٔ صورتها
- geöltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ölenمعلوم، مصدر، حال
- ölendمعلوم، participle، حال
- geöltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- ölمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- öleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- öltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- öletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- öleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- öleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ölstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- ölestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- ölestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- öltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- öletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- öleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ölenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- ölenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- öltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- öletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- öletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ölenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- ölenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ölteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- öleteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- ölteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- öleteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- öltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- öletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- öltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- öletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ölteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- öleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- ölteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- öleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- öltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- öletenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- öltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- öletenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- öltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- öletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- öltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- öletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- öltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- öletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- öltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- öletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص