فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آستین

âstin[ʔɒːs.t̪ʰiːn]

der Ärmel جمع: die Ärmel اسم

اسم

  • آستینâstin[ʔɒːs.t̪ʰiːn](پوشاک)(part of a garment that covers the arm)(sleeve)

دستور زبانِ Ärmel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Ärmels
جمع
die Ärmel
تلفظ
[ˈɛʁml̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Ärmelحالت نهادی، مفرد
  • Ärmelحالت نهادی، جمع
  • Ärmelsحالت اضافی، مفرد
  • Ärmelحالت اضافی، جمع
  • Ärmelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ärmelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ärmelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Ärmelحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. am Ärmel zupfen

آستین کسی را کشیدن

Staub vom Ärmel wegschnipsen

غبار را روی آستین با چند تلنگر پاک کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها