خانه
xâne[xɒː.né]
- Plural:
- die Häuser
- Genitive:
- des Hauses
1Das Haus ist neu.
خانه نو است.
Other matches
خانهٔ سوت و کور
View entryتعادل اسید-باز
View entryخانهٔ متروک
View entryبنگله
View entryخانهٔ پرت
View entryخانه را با دیوار چوب بندی ساختن
View entryخانه که تک و تنها است بدون خانه های مجاور
View entryخانهٔ بیمصرف
View entryخونهٔ خودته
View entryخونهٔ خودته
View entryهایپرمارکت
View entryظاهر شدن
View entryخانهٔ فرو ریخته
View entryخونهٔ خودته
View entryمهمان خوب است ولی خانه بهتر است
View entryدر خانه کسی که گربه نباشد موش کدخداست
View entryچشمۀ خورشید چو پنهان شود شبپره بازیگر میدان شود
ماه درخشنده چو پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود
View entryExamples
2Das Publikum spendete den Schauspielern für ihre Darbietung lauten Beifall.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.
3Der Lehrer rügte eine Schülerin dafür, daß sie ihre Hausaufgaben nicht gemacht hatte.
معلم یک دانشآموز را برای انجام ندادن تکلیفش عتاب کرد.
4Die Lehrerin rügte eine Schülerin dafür, daß sie ihre Hausaufgaben nicht gemacht hatte.
معلم یک دانشآموز را برای انجام ندادن تکلیفش عتاب کرد.
5Tom behauptete nichts davon zu wissen, dass sein Strandhaus für illegale Aktivitäten genutzt worden war.
تام ادعا کرد که نمیدانسته خانهی ساحلی اش برای فعالیتهای غیرقانونی استفاده میشده است.
6Das Gegenteil einer Tatsache ist eine Lüge, aber das Gegenteil einer tiefen Wahrheit kann durchaus eine andere tiefe Wahrheit sein.
عکس یک حقیقت کذب است، اما عکس یک حقیقت عمیق محتمل است یک حقیقت عمیق دیگر باشد.