خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- Plural:
- die Häuser
- Genitive:
- des Hauses
1Das Haus ist neu.
خانه نو است.
Other matches
خانهٔ سوت و کور
View entryتعادل اسید-باز
View entryخانهٔ متروک
View entryبنگله
View entryخانهٔ پرت
View entryخانه را با دیوار چوب بندی ساختن
View entryخانه که تک و تنها است بدون خانه های مجاور
View entryخانهٔ بیمصرف
View entryخونهٔ خودته
View entryخونهٔ خودته
View entryهایپرمارکت
View entryظاهر شدن
View entryخانهٔ فرو ریخته
View entryخونهٔ خودته
View entryمهمان خوب است ولی خانه بهتر است
View entryدر خانه کسی که گربه نباشد موش کدخداست
View entryچشمۀ خورشید چو پنهان شود شبپره بازیگر میدان شود
ماه درخشنده چو پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود
View entryExamples
2Ich war niemals beim Haus meines Onkels.
من هیچ وقت در خانه عمو نبوده ام.
3Tom ist aus seinem Elternhaus ausgezogen.
تام از پدر و مادرش جدا شد (مستقل شد).
4Der Weg zwischen unseren Häusern ist lang.
بین خانه های ما فاصله زیادی است.
5Der Titel dieses Schauspiels ist "Othello".
عنوان این نمایشنامه، اوتللو است.
6Tom besuchte Maria jeden Tag im Krankenhaus.
تام هر روز برای دیدن ماری به بیمارستان میرفت.