zur Genüge
Phrase
- zur Genüge
Grammar of به اندازهٔ کافی
Phrase
- With vowel marks
- به اَندازهٔ کافی
Examples
من به اندازهٔ کافی احساس خوبی میکنم.
1Ich fühle mich recht gut.
من به اندازهٔ کافی نیرو ندارم تا سنگ را بلند کنم.
2Ich habe nicht genügend Kraft, den Stein zu heben.
ما همدیگر را به اندازهٔ کافی خوب میشناسیم.
3Wir kennen einander recht gut.
من به اندازهٔ کافی پول برای تبلیغات ندارم.
4Ich habe nicht genug Geld für Werbung.
وفاداری را هرگز نمیتوان به اندازهٔ کافی تلافی کرد، خیانتکاری را هرگز نمیتوان به اندازه کافی مجازات کرد.
5Treue kann man nie genug vergelten, Untreue nie genug bestrafen.
در انتخاب دشمنش، انسان نمیتواند به اندازهٔ کافی محتاط باشد.
6In der Wahl seiner Feinde kann der Mensch nicht vorsichtig genug sein.
من به اندازهٔ کافی برای باقیماندهٔ زندگیم پول دارم، به جز وقتی بخواهم برای خودم چیزی بخرم.
7Ich habe genug Geld für den Rest meines Lebens, außer wenn ich mir etwas kaufe.
این طناب به اندازهٔ کافی بلند نیست.
8Das Seil hier ist nicht lang genug.
کسی که یک خانهٔ قدیمی و یک زن جوان دارد، به اندازه کافی کار دارد.
9Wer ein altes Haus hat und eine junge Frau, hat Arbeit genug.
هیچ چیز در دنیا مانند فهم چنین عادلانه تقسیم نشده است. هر کسی معتقد است از آن به اندازه کافی دارد.
10Nichts auf der Welt ist so gerecht verteilt wie der Verstand. Jeder glaubt, er hat genug davon.