خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
مسئول ادارهٔ خانه داری
دیدن واژهشهرداران کاخها
دیدن واژهصاحبخانه
دیدن واژهگنجشک
دیدن واژهخرج خانه
دیدن واژهبزرگ
دیدن واژهموش خانگی
دیدن واژهنمای خانه
دیدن واژهخرگوش اهلی
دیدن واژهدمسرخ سیاه
دیدن واژههوسایی
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهگاو
دیدن واژهکبوتر اهلی
دیدن واژهسوسک متهدهان کهنسرا
دیدن واژهاندام مکنده
دیدن واژهسریشم
دیدن واژهاردک اهلی
دیدن واژهنمونهها
۲er sitzt im Haus fest
از خانه تکان نخورد
۳in ein Haus einbrechen
خانه کسی را سرقت کردن
۴als ich nach Hause kam
وقتیکه به خانه رسیدم
۵von Haus zu Haus irren
این در حسن و آن در حسین
۶das Haus ist hellhörig
دیوار موش دارد موش گوش دارد