خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
مسئول ادارهٔ خانه داری
دیدن واژهشهرداران کاخها
دیدن واژهصاحبخانه
دیدن واژهگنجشک
دیدن واژهخرج خانه
دیدن واژهبزرگ
دیدن واژهموش خانگی
دیدن واژهنمای خانه
دیدن واژهخرگوش اهلی
دیدن واژهدمسرخ سیاه
دیدن واژههوسایی
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهگاو
دیدن واژهکبوتر اهلی
دیدن واژهسوسک متهدهان کهنسرا
دیدن واژهاندام مکنده
دیدن واژهسریشم
دیدن واژهاردک اهلی
دیدن واژهنمونهها
۲Kannst du kein Stern am Himmel sein, so sei eine Lampe im Haus.
اگر نمیتوانی ستارهٔ آسمان باشی، حداقل چراغ خانه باش.
۳Der Rauch in meinem Hause ist mir lieber als des Nachbarn Feuer.
من دود در خانهام را به آتش همسایه ترجیح میدهم.
۴Ich möchte meine Verlegung in ein anderes Krankenhaus beantragen.
من میخواستم انتقال خود به یک بیمارستان دیگر را درخواست کنم.
۵Ich werde meine Hausaufgabe bis kommenden Dienstag beendet haben.
من تکالیفم را تا سهشنبهٔ آینده تمام خواهم.
۶Es ist zweifelhaft, dass er seine Hausarbeiten alleine gemacht hat.
مشکوک است که او تکالیفش را تنها انجام داده باشد.