خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
مسئول ادارهٔ خانه داری
دیدن واژهشهرداران کاخها
دیدن واژهصاحبخانه
دیدن واژهگنجشک
دیدن واژهخرج خانه
دیدن واژهبزرگ
دیدن واژهموش خانگی
دیدن واژهنمای خانه
دیدن واژهخرگوش اهلی
دیدن واژهدمسرخ سیاه
دیدن واژههوسایی
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهگاو
دیدن واژهکبوتر اهلی
دیدن واژهسوسک متهدهان کهنسرا
دیدن واژهاندام مکنده
دیدن واژهسریشم
دیدن واژهاردک اهلی
دیدن واژهنمونهها
۲Wenn die Katze aus dem Haus ist, tanzen die Mäuse.
موشها در غیاب گربه جشن میگیرند.
۳Bis auf eine Person ist jeder nach Hause gegangen.
به غیر از یک نفر هر کس به خانه رفته است.
۴Ich wurde in einem Waisenhaus in Boston aufgezogen.
من در یک یتیمخانه در بوستون پرورش یافتم.
۵Ein Haus ohne Kinder ist wie ein Garten ohne Blumen.
خانهٔ بدون کودک مانند باغ بدون گل است.
۶Sie half ihrem jüngeren Bruder bei den Hausaufgaben.
او به برادر کوچکترش برای انجام تکالیف کمک کرد.